فیلم کوتاه زقوم ساخته احمد معبودی، فیلمساز خوزستانی، با بهکارگیری نمادپردازیهای عمیق و فضای سوررئال، تجربهای تکاندهنده از مواجهه با بقا را رقم میزند.
یکی از برجستهترین عناصر بصری و نمادین فیلم، حضور یک تکدرخت خشک در دل بیابان است. این درخت که در بیابانی بیانتها ایستاده، نه نماد حیات بلکه ابزاری برای بقا شده است؛ قصه با برش شاخههای آن، عصای ساده برای روستاییان میسازد؛ این عمل استعارهای از تلاش انسان برای ساختن تکیهگاهی از دل ویرانی است.
نقلقول محمود درویش در ابتدای فیلم، قبل از نمایش هیچ تصویری از بیابان یا خانههای دورافتاده، لحن اثر را تعیین میکند؛ این شعر که ا مبنای رنج، تبعید، خونریزی و مقاومت در برابر فروپاشی انسانی است، در اینجا مفهوم خشونت را از یک انحراف فردی به بازتابی از یک نظام تاریخی کلان تبدیل میکند که در آن خون به زبان مشترک بقا تبدیل شده است.