پژوهش جدید محققان دانشگاه مکگیل کانادا بر روی موشها نشان میدهد که بیاشتهایی عصبی میتواند با انتشار یک ماده شیمیایی خاص در مغز مرتبط باشد و این تیم علمی از کشف یک درمان احتمالی برای این بیماری خبر داده است.
بر اساس گزارش ساینسالرت، محققان با انجام آزمایش بر روی موشها دریافتند که کمبود استیلکولین، یک انتقالدهنده عصبی در ناحیه جسم مخطط مغز، با سیستم پاداش و انتشار دوپامین در ارتباط است و میتواند تشدید عادت تحمیل گرسنگی به خود را در افراد مبتلا به بیاشتهایی عصبی تقویت کند.
عامل مهم بیاشتهایی عصبی و درمان احتمالی آن
یافتههای این محققان که اخیرا در مجله نیچر منتشر شده، میتواند زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان، بهویژه زنان، را بهبود بخشد که از این اختلال رایج رنج میکشند. این اختلال بیشترین نرخ مرگومیر را در میان بیماریهای روانپزشکی دارد.
محققان با بررسی داروی دونپزیل که سطح استیلکولین در مغز را افزایش میدهد، متوجه شدند که این دارو میتواند بر رفتارهای خودتخریبی تحمیلی تأثیر بگذارد. بهعبارت دیگر این روش بهطور کامل حرکات شبیه به بیاشتهایی را در موشها معکوس کرده و محققان معتقداند دونپزیل میتواند بیاشتهایی عصبی را درمان کند.
البته ضروری است که تا اتمام آزمایشهای بالینی، نمیدانیم یافتههای این مطالعه تا چه حد در موارد انسانی کارآمد خواهد بود. یعنی روشن نیست که بازگرداندن سطح استیلکولین درمان مؤثری در انسانها باشد. همچنین دونپزیل عوارض جانبی جدی دارد، بنابراین در آزمایشهای بالینی به احتمال زیاد باید دوزهای پایین دارو مورد ارزیابی قرار گیرد.
آخرین مطالب
- سیدمحمد رضا موالیزاده: چهار دره حول ایذه آب را به شهر میبرند؛ تقویت آبخیزداری ضروری
- هشت ایالت آمریکا به دلیل تهدیدات چت جی پی تی برای کودکان به اوپن ای آي شکایت کردند
- پرستاران در خط مقدم سلامت با سختیهای فراوان مواجهاند
- معاون درمان: انتقال بیمار در تهران تا ۹۰ دقیقه طول میکشد، نوسازی ناوگان آمبولانس حیاتی است
- رونمایی از ۸۴ آمبولانس جدید در حضور وزیر بهداشت
بهطور کلی، پژوهش حاضر و تحقیقات پیشین نشان دادهاند که بیاشتهایی میتواند عوامل بیولوژیکی و حتی ژنتیکی داشته باشد. در سال ۲۰۱۹، دانشمندان پس از تجزیهوتحلیل نمونههای دیانای نزدیک به ۱۷ هزار بیمار مبتلا به بیاشتهایی عصبی و حدود ۵۵ هزار فرد سالم، هشت نشانگر ژنتیکی مرتبط با این اختلال را شناسایی کردند. با این حال، همواره باید به عوامل اجتماعی، روانشناختی و محیطی نیز توجه کرد که بر پایه آنها عناصر بیولوژیکی عمل میکنند.