این روزها همه جا سخن از سریال است. این مجموعه محبوب با انتشار فصل چهارم مجددا توجه مخاطبان را به خود جلب کرده و بسیاری از مخاطبان خواهان محصولات بیشتری با تم این سریال ابرقهرمانی هستند. گیمرها نیز منتظرند تا برای یک بار تجربهای با تواناییهای ابرقهرمانی از دنیای داشته باشند. در این مقاله به بررسی کامیک و سریال پسران و پتانسیلهای آن برای ساخت یک بازی ویدیویی میپردازیم.
چرا اولین بازی ساخته شده از باید یک بازی مبارزهای (فایتینگ) باشد؟
همه میدانیم که سریال یک اثر ابرقهرمانی با موضوعات پیچیده است و جهان آن بیشتر به یاد جهان DC میاندازد تا مارول. خود دیسی را میتوان یکی از اولین خالقان این سری دانست که در ادامه داینامایت اینترتینمنت ساخت آن را برعهده گرفت تا یکی از بهترین کامیکهای سوپرهیرویی خلق شود. طراحی ابرقهرمانهای بویز به شکل خداگونهای صورت گرفته و به راحتی نمیتوان با آنها مقابله کرد. در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه به سری میرود.
خشونت فراتر از حد و مبارزات تکبهتک حماسی بازی با کاراکتر هوملندر، گویای آن است که بهترین راه برای لذتبردن از این جهان، یک بازی مبارزهای است که در آن بتوان این خدایان بیرحم را به جان هم انداخت و تا سر حد مرگ یکدیگر را به خاک و خون کشید. اکنون چه استودیویی بهتر از میتواند یک بازی فایتینگ آمیخته به خون را مدیریت کند؟ این استودیو چندین بار ثابت کرده که توانایی انجام چنین کاری را دارد و به نظر بهترین گزینه روی میز خواهد بود.
از داستان بازی فرضی چه میخواهیم؟

تا به امروز بازیهای اقتباسی بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی ساخته شدهاند. اگر مثالی تجاری بزنیم، میتوان به بازیهایی مانند، و تعداد زیادی از بازیهای انیمهای اشاره کرد که گیمپلی سرگرمکنندهای داشتند، اما در چهارچوب سریال گیر افتاده بودند و تلاش میکردند با پیادهسازی مو به مو داستان، روایتی خطی را بازگو کنند که چندین بار شنیده و دیده شده است. از همین رو نمیتوانستند به درستی داستان بگویند.
بازی دو راه خواهد داشت. یکی اینکه داستانگویی را در اولویت نگذارد و مبارزات را بر هر چیز دیگری ارجح بداند. یا اینکه بتواند داستانی از دل کامیک بیرون بکشد و برداشت خود را داشته باشد، یک ماجرای تازه و اورجینال برای ساخت یک بازی فایتینگ خلق کند و آن را به طور ساده و دلنشین برای آشنایی با جهان بازی و یادگیری مکانیزمها ارائه دهد. به نظر میرسد اتفاقات میتواند منبع الهام خوبی باشد، زیرا ابرقهرمانهای فیلم و کامیک نیز هر یک جبهه آشکار خود را دارند و به راحتی میتوان یک تیم برای گروه هوملندر و تیمی برای بوچر، هیوئی و استارلایت در نظر گرفت و این دو جبهه را به جان هم انداخت.
از گیمپلی بازی پسران چه انتظاری داریم؟

همانگونه که گفته شد، عملا ترکیبی از المانهای ابرقهرمانی و خشونت بیحد و مرز خواهد بود. از یک سو شاهد فیتالیتیهای خونین هوملندر روی استارلایت خواهیم بود و از سوی دیگر بوچر را خواهیم داشت که میتواند با بهرهگیری از یک شاتگان ارهدار به جان دیپ برسد و استارلایتی که با نورانی کردن بیش از حد محیط، چشمان ای-ترین را از بین میبرد. ترکیب این دو ویژگی حداقل روی کاغذ میتواند کمبینی از زیبایی بصری، خشونت بیحد و مرز و مبارزات حماسی باشد که قطعا نیاز به یک فرمول طلایی خواهد داشت. چه فرمول و چه فرمول چندین بار توسط ما تجربه شده و هر کدام امضای خاص خود را دارند. از همین رو یک امضای اختصاصی نیاز دارد تا بتواند خود را از دو بازی قبلی متمایز کند که قسمت سخت ماجرا در همین تکه خواهد بود.
ابتدا میتوانیم قهرمانهای بازی را به انسانها و ابرقهرمانها تقسیمبندی کنیم. شخصیتهایی مانند بوچر و هیوئی طبیعتا نمیتوانند به راحتی از قابلیتهای اختصاصی خود بهره ببرند و برای این کار ملزماند از استفاده کنند و به طور موقت به قوتهای خود دست یابند. اما بهرهگیری از این ماده علتی میشود تا نوار سلامتی آنها افت کند و هرچه بیشتر از این آیتم استفاده کنند و قویتر شوند، روند افت سلامتیشان بیشتر خواهد شد. از طرفی ابرقهرمانها طبیعتا به چنین مادهای نیاز ندارند، اما برای بالانس شدن بازی و مراعات قانون سنگ، کاغذ، قیچی در گیمدیزاین، باید قهرمانها را محدود کنیم. بهترین راه برای این کار، پردازش دقیق هر یک از ابرقهرمانها با دقت به لور داستانی آنها خواهد بود. برای مثال هوملندر به بطری شیر برای نگهداری اعتدال خود نیاز خواهد داشت یا در صورتی که ای-ترین بیش از حد از قابلیتهایش استفاده کند، سکته میکند. از همین رو بازیکن باید مدام ضربان قلبش را چک کند که بسیار دلنشین است.
به این صورت نه تنها بازیکن میتواند اشارههای داستانی زیادی به مجموعه مورد علاقهاش در بازی بیابد، بلکه بازی بالانس خواهد شد و تجربهای منحصر به فرد نسبت به سایر آثار ایجاد میکند. قطعا ماجرا همین جا تمام نمیشود و همانند سری میتوانیم تعدادی مود جانبی دیگر هم به بازی اضافه کنیم تا حالتهای جدیدی در دسترس قرار گیرد. برای مثال یک حالت ‘ که در طول آن میتوانیم در نقش تیم قرار بگیریم و ماموریتهای قبل از این تیم را تجربه کنیم.
جهان بازی به چه شکل خواهد بود؟

دنیای پر است از مکانهای به یاد ماندنی. از برج وات گرفته تا دانشگاه و قطعا زندان ترسناک مخفی آن و محیطهای آشنای دیگر که با آنها خاطره داریم. دست سازنده باز است تا استیجهای جذابی خلق کند و بازیکن را در مبارزات غرق سازد. قطعا مسایل مهمی در این رابطه وجود خواهد داشت. تحول محیط در بازی امر مهمی است و از آنجا که شخصیتهایی مانند هوملندر میتوانند با وارد کردن ضربه به حریف، او را به آسمان پرتاب کنند، دلنشین خواهد بود اگر با پشتیبانی تکنولوژیهای روز بتوان این قابلیت را فراهم کرد که در صورت برخورد چنین ضرباتی، بازیکن به آسمان پرتاب شده و در یک استیج دیگر فرود بیاید و مبارزه در آنجا ادامه یابد.
خلاصه آن که…
پتانسیل تبدیل شدن به یک بازی بسیار موفق در دنیای بازیهای ویدیویی، به ویژه یک بازی فایتینگ را دارد. کافیست استودیویی با توانایی ساخت این بازی را بر عهده بگیرد تا بتواند با بهرهگیری کامل از این جهان بیرحم، یک بازی خشن و دستداشتنی را به مخاطب تحویل دهد. اما نظر شما چیست؟ شما دوست دارید بازی ساخته شده از به چه شکلی باشد؟