مهدی رضائی، کارگردان فیلم کوتاه «پدر سنگ»، در گفتگو با خبرنگار آیندگان توضیح داد که ایده این اثر ریشه در تجربه شخصی او در درمان تروما و بازشناسی زخمهای کودکی دارد. او معتقد است بسیاری از انتخابها، ترسها و الگوهای رابطهای در بزرگسالی به سالهای ابتدایی زندگی و رابطه با والدین برمیگردند. فیلم مرز باریک میان «قربانی بودن» (شرایط خارج از کنترل) و «مقصر شدن» (تسلیم شدن به آن شرایط به عنوان هویت) را ترسیم میکند.
انسانِ زخمی و زخمدهنده
رضائی تأکید کرد که هدف او نمایش شاهین به عنوان یک قربانی محض یا مقصر محض نبوده، بلکه تصویر انسانی است که هم زخمی شده و هم ناخواسته دیگران را زخمی میکند. تراژدی اصلی فیلم، بازتولید ناخودآگاه آن چیزی است که انسان از آن متنفر است. عنوان «پدر سنگ» بهطور عمدی مبهم مانده تا هر مخاطبی معناهای گوناگونی چون سردی، سکوت، خشونت یا زخمِ منتقلشده از نسلی به نسل دیگر را در آن بیابد.
دعوت به خودشناسی مخاطب
کارگردان میخواسته مخاطب کودک درونی خود را در شاهین ببیند و نه تنها تماشاچی بماند، بلکه برای لحظاتی با زخمها و ترسهای او زندگی کند. رضائی بیان کرد: «همه ما یک شاهین کوچک درونمان داریم که هنوز بر رفتارمان تأثیر میگذارد.» او امیدوار است فیلم باعث شود مخاطب احساس کند تنها نیست و تجربهای مشترک از زخمهای روانی را به اشتراک بگذارد. «پدر سنگ» اثری در ژانر ملودرام است که داستان مردی را روایت میکند که در سایه پدری سنگدل و مادری ناتوان رشد کرده و با تمام تلاش برای متفاوت بودن، دچار تکرار الگوی پدر میشود تا چرخه در لحظهای سرنوشتساز شکسته شود.

