زهرا خواجوی در سالگرد فوت ملیکا محمدی کاش با هم میماندیم یا با هم میرفتیم, سوم دیماه ۱۴۰۲، روزی است که زهرا خواجوی، دروازهبان تیم ملی فوتبال زنان، هرگز نمیتواند از خاطرهاش حذف کند. در حدود ساعت یک و نیم بعدازظهر، خودروی تیبا حامل سه ملیپوش شامل ملیکا محمدی، زهرا خواجوی و بهناز طاهرخانی در جاده کرمان به بم واژگون شد. این سانحه جان ملیکا محمدی را گرفت و دو همتیمیاش را برای ماهها از زمینهای فوتبال دور کرد.
روایتی تلخ از لحظات آخر اکنون در سالگرد این فاجعه، زهرا خواجوی برای اولین بار جزئیات آن شب و روزهای پس از آن را بازگو میکند. او میگوید از آخرین لبخند عمیقی که زدهام درست یک سال میگذرد. تاریکی جاده و صدای مهیبی که در طول یک سال هر شب کابوس تنهاییهایم بوده. بیداری با درد و شنیدن صدای ضربان قلبم…
مه میدهم. در این یک سال هر لحظه درد کشیدم، ساعتی نبوده که به تو فکر نکنم.
چندین بار آرزو کردم کاش یا با هم زنده میماندیم یا با هم چشممان را برای همیشه میبستیم. بازگشت به فوتبال با غم نهفته این دروازهبان ۲۶ ساله تیم ملی اشاره کرد که اگرچه به فوتبال و تیم ملی بازگشته و قرارداد جدیدی امضا کرده، اما هر موفقیت و شیرجهای برای او درد و غمِ فقدان ملیکا را تداعی میکند. او گفت این که مجدد پیراهن تیم ملی را پوشیدم، در عین نشاط یک غم نهفته دارد.
در تک تک لحظات، تو روبروی چشمانم هستی. وصیت ملیکا حمایت از یک رویای جدید زهرا خواجوی در پایان سخنانش، تصمیمی مهم را اعلام کرد به یاد تو و برای نشاط روح تو، از این به بعد دختری به نام ریحانه که همانند تو عاشق فوتبال است، در کنار من تمرین خواهد کرد. ریحانه در شرایط اقتصادی مناسب نیست و من قول دادهام تا محقق شدن رویاهایش و جوانه زدن ملیکایی دیگر از او حمایت کنم.