>> هنرکارت؛ gọiهای نقدی از جیب هنرمندان تحت عنوان حمایت >> به گزارش آیندگان، در حالی که صندوق اعتباری هنری خود را به عنوان حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی میکند، در عمل هیچ تدبیری برای رفع مشکلات معیشتی هنرمندان انجام نداده و در شرایط اقتصادی ناگوار، به نظر میرسد این طبقه کمدر قانوناً فراموش شده باشد.
پس از تبلیغات فروش خودروی جک در دیماه، در روز یکشنبه ۱۹ فروردین، یک پیامک تبلیغاتی به اعضای این صندوق ارسال شد که بستهای از خواروبار به مناسبت عید فطر را میکرد. در این پیام، قیمت واقعی بسته ۱ میلیون و ۵۴۵ هزار تومان اعلام شده اما قیمت ویژه آن ۹۸۹ هزار تومان ذکر شده و ارسال رایگان به سراسر سرزمین وعده شده بود.
به سراسر سرزمین! بررسی ساده در فروشگاههای اینترنتی نشان داد که این اقلام با هزینهای کمتر از ۹۸۹ هزار تومان امکانپذیر است.
برای مثال، یک کیل شکر که صندوق اعتباری هنر قیمت آن را ۴۰ هزار تومان اعلام کرده، در سایتهای دیگر به حدود ۳۳ هزار تومان فروخته میشود و چای شهرزاد ۴۰۰ گرمی که قیمت آن توسط این صندوق ۱۷۹ هزار و ۹۰۰ تومان اعلام شده، در دیجی کالا بین ۱۳۸ تا ۱۵۲ هزار تومان یافت میشود. این به سؤال میانجامد که آیا هدف واقعی این کار، حمایت از هنرمندان است یا فقط یک روش نوین برای از جیبشان؟
کیشوندی به هنرمندان بیکار و خ. در روزهای پایانی سال منتشر شد که این الگو نشان میدهد این رفتار جدید نیست بلکه یک الگو مکرر است.
آخرین مطالب
تقارير سینماپرس نیز تأکید کرده است که رویکرد فعلی صندوق اعتباری هنر نه تنها دولت سیزدهم را در بین فرهنگ و- مخدوش میسازد، بلکه اً من तز همة mí هنرمندנים أنهم. منطق o a é ça mé, í e a a ç, á a, ô, o mês gê ís, ç, o a ô, não õ >> >> در ادامه بررسی این موضوع، باید به این سؤال مهم پاسخ داد که آیا این نوع تبلیغات و فروش بستههای ارزان به نفع هنرمندان است یا صرفاً یک ابزار برای جذب بودجههای دولتی تحت عنوان حمایتی؟
غاتی با قیمتهای صندوق اعتباری هنر، که بهطور رسمی تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند، باید نقش یک حمایتی واقعی را ایفا کند نه اینکه با فروش بستههای گرانقیمت و تحت عنوان هنرکارت، از جیب آن کسانی که اگر هدف واقعی این صندوق، بهبود وضعیت معیشتی هنرمندان بود، بود که به جای فروش بستههای خواروبار، مستقیم به حسابهای بانکی هنرمندان کمدرآمد کمک مالی میداد یا از طریق همکاری با بازارهای محلی، تخفیفات واقعی برای خرید فراهم میساخت.
اما در عمل، ما شاهدیم که این صندوق، با استفاده از اصطلاحات جذاب مانند هنرکارت و بسته اقتصادی، سعی دارد یک تصویر حمایتی را به نمایش بگذارد در حالی که عملاً، از طریق و، از جیب هنرمندان پول میکشد.
این رفتار نه تنها اخلاقی نیست، بلکه میتواند تحت عنوان استغلال مالی یا مصرف نادرست از بودجههای دولتی نیز مورد بررسی قرار گیرد، بهویژه وقتی که این در شرایطی انجام میشود که هنرمندان بهدلیل بیکاری و عدم حمایت، در حاشیه قرار گرفتهاند. علاوه بر این، استفاده از تبلیغات SMS و پیامکهای انبوه برای ترویج این بستهها، سؤالاتی را درباره هزینههای تبلیغاتی این صندوق و منبع آن به وجود میآورد.
آیا این هزینهها نیز از بودجههای حمایتی خرج میشوند که باید مستقیماً به هنرمندان برسد؟ هنرمندان و فعالان فرهنگی بارها تأکید کردهاند که ما نیاز به یک سامانه حمایتی واقعی داریم نه یک تبلیغاتی. ما نیاز به فضاهای יצירתיים، امکانات تولید، و حمایت معیشتی یا داریم، نه یک بسته شکر با قیمت دو برابر السوق.
آخرین اخبار ایران جهان دانشگاه علم و فن آوری ورزشی اجتماعی سیاسی اقتصادی در آیندگان بخوانید.
در نهایت، اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صندوق اعتباری هنر بخواهند اعتماد هنرمندان را بازگردانند، باید بهجای فروش بستههای، مستقیم کمکهای نقدی یا تخفیفات واقعی در فروشگاههای متعاون ارائه دهند. شفافیت کامل در ña هنرکارت و ồn بودجه آن را نشان دهند. بهجای تبلیغات SMS، جلسات مشورت مستقیم با هنرمندان برای درک نیازهای واقعی آنها برگزار کنند.
و در نهایت، نام هنرکارت را اگر نمیخواهند تغییر دهند، حداقل محتوای آن را بهگونهای تغییر دهند که واقعاً نفعی برای هنرمندان داشته باشد، نه فقط یک ابزار تبلیغاتی و مالی. تا آن زمان، هرچقدر که این نوع ها ادامه یابد، اعتماد هنرمندان به نهادهای دولتی در حوزه فرهنگ و هنر خواهد افتاد و الإحساس بأن حمایت فقط یک شعار است، تقویت خواهد شد.
در ادامه بررسی این موضوع، باید به این سؤال مهم پاسخ داد که آیا این نوع تبلیغات و فروش بستههای ارزان به نفع هنرمندان است یا صرفاً یک ابزار برای جذب بودجههای دولتی تحت عنوان حمایتی؟
بر اساس گزارشهای مختلف، بسیاری از هنرمندان فعال در حوزههای سینما، تئاتر، موسیقی و نقاشی، به دلیل عدم داشتن درآمد ثابت و پایانی، به شدت تحت فشار معیشتی قرار گرفتهاند و نیاز به حمایت واقعی و ساختاری دارند، نه بستههای تبلیغاتی با قیمتهای صندوق اعتباری هنر، که بهطور رسمی تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند، باید نقش یک حمایتی واقعی را ایفا کند نه اینکه با فروش بستههای گرانقیمت و تحت عنوان هنرکارت، از جیب آن کسانی که اگر هدف واقعی این صندوق، بهبود وضعیت معیشتی هنرمندان بود، بود که به جای فروش بستههای خواروبار، مستقیم به حسابهای بانکی هنرمندان کمدرآمد کمک مالی میداد یا از طریق همکاری با بازارهای محلی، تخفیفات واقعی برای خرید فراهم میساخت.
اما در عمل، ما شاهدیم که این صندوق، با استفاده از اصطلاحات جذاب مانند هنرکارت و بسته اقتصادی، سعی دارد یک تصویر حمایتی را به نمایش بگذارد در حالی که عملاً، از طریق و، از جیب هنرمندان پول میکشد.
این رفتار نه تنها اخلاقی نیست، بلکه میتواند تحت عنوان استغلال مالی یا مصرف نادرست از بودجههای دولتی نیز مورد بررسی قرار گیرد، بهویژه وقتی که این در شرایطی انجام میشود که هنرمندان بهدلیل بیکاری و عدم حمایت، در حاشیه قرار گرفتهاند. علاوه بر این، استفاده از تبلیغات SMS و پیامکهای انبوه برای ترویج این بستهها، سؤالاتی را درباره هزینههای تبلیغاتی این صندوق و منبع آن به وجود میآورد.
آیا این هزینهها نیز از بودجههای حمایتی خرج میشوند که باید مستقیماً به هنرمندان برسد؟ هنرمندان و فعالان فرهنگی بارها تأکید کردهاند که ما نیاز به یک سامانه حمایتی واقعی داریم نه یک تبلیغاتی. ما نیاز به فضاهای יצירתיים، امکانات تولید، و حمایت معیشتی یا داریم، نه یک بسته شکر با قیمت دو برابر السوق.
در نهایت، اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صندوق اعتباری هنر بخواهند اعتماد هنرمندان را بازگردانند، باید بهجای فروش بستههای، مستقیم کمکهای نقدی یا تخفیفات واقعی در فروشگاههای متعاون ارائه دهند. شفافیت کامل در ña هنرکارت و ồn بودجه آن را نشان دهند. بهجای تبلیغات SMS، جلسات مشورت مستقیم با هنرمندان برای درک نیازهای واقعی آنها برگزار کنند.
و در نهایت، نام هنرکارت را اگر نمیخواهند تغییر دهند، حداقل محتوای آن را بهگونهای تغییر دهند که واقعاً نفعی برای هنرمندان داشته باشد، نه فقط یک ابزار تبلیغاتی و مالی. تا آن زمان، هرچقدر که این نوع ها ادامه یابد، اعتماد هنرمندان به نهادهای دولتی در حوزه فرهنگ و هنر خواهد افتاد و الإحساس بأن حمایت فقط یک شعار است، تقویت خواهد شد.